طعم گس خرمالو

یا رفیق من لا رفیق له...
پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی

نیمه شب

دوشنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۲۲ ق.ظ
دراز میکشم .هنوز موهایم خیس است که سرم را میگذارم روی سینه ش .نسیم خنک نیمه شب تابستان از پشت پرده میخورد به صورتمان . دستش را حلقه میکند دور کمرم و آهسته میخواند. صدایش بم است و خش دار : کی اشکهات رو پاک میکنه شبا که غصه داری  ( موهایم را از روی صورتم کنار میزند ) دست رو موهات کی میکشه وقتی منو نداری؟ ( نفسش عمیق میشود ) شونه ی کی مرهم هق هقت میشه دوباره؟ / از کی بهونه میگیری شبای بی ستاره . اشک از گوشه ی چشم هایم سر میخورد تا روی سینه اش .
کی اشکهات رو پاک میکنه
  • Vafa 1192