طعم گس خرمالو

پیش از تو در من زنی زندگی میکرد که هر روز صبح تنهاییش را گره میزد به گیسووانش می آویخت به گردنش باقی را هم میریخت پای گلدان کوچکش
پیش از تو در من زنی زندگی میکرد
اکنون ...همه تویی

پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی

طعم گس خرمالو

شنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۵، ۰۳:۳۲ ب.ظ

بی مقدمه میگویم 

شاید آدم ها وقتی حالشان خوب نیست سازنوشتنشان کوک میشود روی تصنیف زندگیشان. هی مینویسند و مینویسند انگار هی لغت س که جمله میشود و مسلسل وار میریزد روی کاغذ روی ورد روی نُت .... 

این روزها حال زندگی من خوب است

همین روزهایی را میگویم که بعد از ظهر ها بیخیالانه و دراز میکشم زیر پنجره پاهایم را میاندازم روی هم  .باد از لای پرده مینشیند روی تنم و مست خواب چرت میزنم و خواب شهریور تب کرده ایی را میبینم که گونه هایش گل انداخته انار هایش آرام آرام بوی به بار نشستن گرفتن و مزه میکند زیر دندان خیالم طعم گس خرمالو . 

این روزها که قلم نوشتنم ریپ میزند حالم خوب است . 


  • Vafa 1192

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">