طعم گس خرمالو

پیش از تو در من زنی زندگی میکرد که هر روز صبح تنهاییش را گره میزد به گیسووانش می آویخت به گردنش باقی را هم میریخت پای گلدان کوچکش
پیش از تو در من زنی زندگی میکرد
اکنون ...همه تویی

پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

با هیچ کسم میل سخن نیست

سه شنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۵، ۰۶:۰۸ ب.ظ
باید زن باشی باید دلتنگی امانت را بریده باشد
آنوقت میوفتی به جان خانه بی آنکه بفهمی .یک وقت میبینی های های ظرف شسته ایی /های های رخت پهن کرده ایی /های های جارو زده ایی...
اما یک وقتهایی کار است که آوار شده است روی سرت و تو نشسته ایی روی میز کوچک کنار اتاق ،روی کاغذ و مداد ها و قلمو ها،زل زده ایی به انبوه لباسهای روی تخت به وسایل بهم ریخته کف اتاق و فکر میکنی به گزارش کار ناقص کار آموزی به قرص های نخورده به نماز مانده ات به اینکه بیخودی از هیچ چیز همه چیز ساخت و گند خورد به حالت حالش....
  • Vafa 1192

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">