طعم گس خرمالو

پیش از تو در من زنی زندگی میکرد که هر روز صبح تنهاییش را گره میزد به گیسووانش می آویخت به گردنش باقی را هم میریخت پای گلدان کوچکش
پیش از تو در من زنی زندگی میکرد
اکنون ...همه تویی

پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی

آرامش

پنجشنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۰۳ ب.ظ

مبل رو گذاشتم روی حالت لَمی و عماد نشست کنارم . سرم رو گذاشتم روی شونه ش . صدای آتیش شومینه توی بعد از ظهر سرد زمستونی درحالی که طعم بی نظیر وحشی قهوه ایی که عماد از جنوب آورده بود نشت میکرد زیر زبونم  فکر میکردم به " ارزش آدم ها به بی قراریه وقتیه که کنارت نیستن . " 



  • Vafa 1192

نظرات (۶)

خدا رو شکر ک دل بیقرارت اروم شده:*
پاسخ:
مرسی خانونی
دقیقا!
پاسخ:
:)
لحظه هاتون پر از آرامش
پاسخ:
ممنونم:)
سلام :)
خداروشکر. خوشحالم که خوبی 
پاسخ:
مرسییییییییییی :)
خوشبختی ت آرزومه :)
تو آرامش غرق شین ^__^
پاسخ:
کجا بودی تو بابا
  • ام اسی خوشبخت
  • ان شالله همیشه در آرامش باشید و خوشبخت :)
    پاسخ:
    ممنونم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">