طعم گس خرمالو

پیش از تو در من زنی زندگی میکرد که هر روز صبح تنهاییش را گره میزد به گیسووانش می آویخت به گردنش باقی را هم میریخت پای گلدان کوچکش
پیش از تو در من زنی زندگی میکرد
اکنون ...همه تویی

پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی

زندگی

سه شنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۶، ۰۶:۴۵ ب.ظ

میدانید قربانتنان  گردم زندگی است دیگر ! یک وقتهایی آدم ثانیه به ثانیه اش را می بازد .

یک وقتهایی  آدم کم می آورد ،از خودش سیر میشود .

یک وقتهایی هوس میکند ریخت خودش را نبیند . خودش را بگذارد توی چمدان و درش را هم قفل کند و بندازد جایی مثلا زیر تخت !

 یا اصلا خودش را بسته بندی کرده و پست کند جزیره ی متروک آن سوی اقیانوس مثلا مدیترانه ! زندگی است دیگر یک وقتهایی میشود چپق، دماغ آدم را چاق میکند یک وقتهایی هم چای سرد از دهن افتاده بدون قند ؛ همان قدر بی مزه همان قدر کسل کننده ! 

سرتان را درد نیاورم خلاصه روزگار است دیگر بالا و پایین زیاد دارد حال مرا اگر میپرسید الان بالا هستم چپق کشیده و سر دماغ دیروز پایین بودم باران باریده بود خیس یأسم کرده بود از دل و دماغ افتاده بودم 


  • Vafa 1192

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">