طعم گس خرمالو

پیش از تو در من زنی زندگی میکرد که هر روز صبح تنهاییش را گره میزد به گیسووانش می آویخت به گردنش باقی را هم میریخت پای گلدان کوچکش
پیش از تو در من زنی زندگی میکرد
اکنون ...همه تویی

پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

ابراهیم

شنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۰۱ ب.ظ

-)عماد دلخوری؟ 

-)بعدا راجع بهش حرف میزنیم ،بخواب

-)بابت چی حرف میزنیم

-)الان وقت مناسبی نیست

-) باشه

-) امروز کلا هرچی از من میپرسیدن تو جواب میدادی

-) سالار پرسید ماهی تون چیه ؟ من گفتم فایتر ،جز اون من حرف دیگه ایی زدم؟

-) نه

-) اون شد "کلا "هرچی از تو میپرسیدن من جواب میدادم؟!!!

-) ببخشید "کلا " نه !ولی خب...

-)بهتره بخوابیم.

-)یه بار تو مطب دکتر سین بودم میگف کلینیک دال یه سامانه پیامک گذاشته واسه انتقاد از پزشکا. میخوان پزشک ها رو تخریب کنن . گفت هیشکی ذاتا از انتقاد خوشش نمیاد.

-) راجع به انتقاد نمیتونم نظری بدم، اما هیشکی از ایراد گیری خوشش نمیاد

-)ایراد گیری!

-) وقتی از تمام بدو بدوی ١ظهر تا خود الان که ٢:٣٠شبه. از تمام مرتب کردن خونه و آشپزی و پذیرایی و دوباره مرتب کردن خونه ی بهم ریخته در حد انفجار ، وقتی از تمام روی خوش و گشاده و تعارفات و احترام های من اونم به مهمونایی که دوستات باشن و خودت میدونی دل خوشی ازشون نداشتم ،به جای تشکر و خسته نباشی به خاطر تمام خستگی های طول روزم ، "بعدا حرف میزنیم " نصیبم میشه ، وقتی از تمام اتفاقات روز فقط همون یه کلمه "فایتر" من که تو جواب سالار گفتم تو ذهنت مونده ! به این میگن ایراد گیری نه انتقاد. 

-) ببخشید حق با توه زمان نا مناسبی گفتم.

برمیگردم و پشتم رو میکنم بهش .آهسته میگم خواهش میکنم. و نمیتونم دلم نشکنه و نمیتونم أشکم نریزه . تمام تلاشم رو میکنم از صدای نفس هام نفهمه گریه میکنم . دلم نمیخواد الان باهاش حرف بزنم . میچرخه سمتم ، توی تاریکی اتاق دستشو میبره سمت چشام که مرطوبن.

-)وفا برگرد سمت من . من که گفتم ببخشید بد موقعی گفتم . حق با توه . واسه چی گریه میکنی. 

دلم نمیخواد حرف هایی بزنم که بارها گفتمشون،حرفهایی که دیگه از گفتنشون خسته شدم

-) وفا جانم گریه نکن قربونت برم ببخشید .

-) حرف من اینه که چرا از تمام تلاش امروز من ، از تمام مهمونی امروز ، فقط اون یه کلمه یادت مونده. من میگم چرا همه چی رو ول کردی چسبیدی به یه نقطه . اون وقت تو بابت "الان مطرح کردنش" از من عذر خواهی میکنی. من هنوز پاهام از خستگی ذق ذق میکنه ، اون وقت ته تمام تلاش من شده دلخوری تو ! 

-) راست میگی این عیب من که فقط نیمه خالی لیوان رو میبینم . باید کمکم کنی این اخلاقم رو عوض کنم. ببخشید ، جان من ببخشید . گریه نکن تو رو خدا. 

دلم هنوز ناراحته،هنوز پره، دلم سبک نمیشه ...چون این مسیر رو بارها و بارها رفتیم .کسی توی سرم میگه :وفا چرا ول نمیکنی ،عماد رو دوستاش رو دور و بری هاش رو. واسه چی خودت رو میکشی براشون؟ واسه چی اینقدر خسته میکنی خودت رو؟ کسی مجبورت کرده بود برای یه دور همی بعد شام ، پیراشکی بپزی؟ سس فلان درست کنی ،دو جور آجیل بچینی ؟ صد ساعت خونه رو بسابی دکور عوض کنی ،فلان ست رو بچینی... ! واسه چی ول نمیکنی؟؟؟ خونه تو سکوت مرگ باری فرو رفته و این اشکهای من هستن که تو تاریکی و سکوت میریزن رو گونه هام. عماد کلافه ساق دستش رو گذاشته رو پیشونیش . نفس عمیق میکشم و سعی میکنم فکرم رو خالی کنم. بغلش میکنم و آهسته گونه ش رو میبوسم. بغلم میکنه و میگه آشتی کردی؟ تو رو خدا انقدر زود زود گریه نکن. من فکر میکنم به ان الانسان لفی خسر ...فکر میکنم به الا الذین امنو ...میگم خدا گفته انسان ها در خسرانن مگر کسانی که ایمان آوردند...نگفته مگر کسانی که ازشون تشکر میشه ...گفته و عمل الصالحات ...و کسانی که کارهای نیکو انجام میدن، پس تو  کارت رو نیکو انجام بده ، تو کارت رو خووب انجام بده ،عمل صالح فقط دعا و نماز نیست چون نگفته کسانی که عبادت میکنند گفته کسانی که کارهای نیکو انجام میدن ،همین که کارت رو وظیفه ت رو ،چیزی که مسئولیت رو قبول کردی درست و با کیفیت انجام بدی عمل صالحه ، کار نیکو ه. وقتی خدا هست تو کارهات رو با کیفیت انجام بده  تا در خسران نباشی.

مهم نیست ازت قدر دانی میشه یا ایراد گیری، تو کارهات رو بخاطر شخصیت خودت ،بخاطر اینکه خدا هست با کیفیت انجام بده. برای ابراهیم شدن،اسماعیل های زیادی باید قربانی شن . قربانی کن فانتزی های إسماعیلی ت رو ، توقعاتت رو قربانی کن تا کمتر اذیت شی...

چشمهام سنگین میشن باز کسی توی سرم میگه لطفا بی رحم نشو وفا یادت بیار خوبی های عماد رو ....

  • Vafa 1192

نظرات (۳)

من هم با همسرم شاید رفتارهای مشابهی و بکنم که همسرتون با شما داره
میتونم درکش کنم، غالب این رفتارهای به منظور تامین اون خواسته های ایده آل گرایانه است، که یکم چاشنی گربه دم حجله توشه و کمی هم با دم کرده نباید به زن رو بدی و ازش زیاد تعریف کنی تا پررو نشه بخورش دادن!!!
به هر حال زندگیه دیگه یواش یواش به ثبات میرسید 
مهم اینه که شما هم خواسته هاتون و بگید و اگه قراره از چیزی ناراحت باشید به اندازه ای که ارزش داره ناراحتیتون رو نشون بدید و زودی و الکی آشتی نکنین .. تا طرف متوجه هزینه ای که باید ما به ازای ایراد گیری و تمامیت خواهی و گربه کشونش میده رو متوجه بشه ...
اعتدال حتی تو نشون دادن ناراحتی لازمه، اندازش و کم و زیاد نکنین!!
+ این مظلوم نمایی آخرتون خیلی لوس بود!! یه جوری از قربانی کردن اسماعیل هاتون میگید انگار چی کار کردین!!! دیگه غر زدن شوهر و تحمل کردنم مگه اسماعیل قربونی کردنه!؟!؟؟!؟ اتفاقا روزی که شوهر با نیش و کنایه و غر نوازشتون نکنه باید اون روز شک کنین که نکنه اتفاقی افتاده و ... خبریه!!  پس خداتو بایدم شکر کنی، تم اصلی شوهر بودن همینه... میخوای ابراهیم بشی برو جای دیگه سفره تو پهن کن!!
پاسخ:
منظورم از قربانی اسماعیل ذبح کردن توقعاته 
بنظر من ذبح کردن توقعات جرات میخواد .شاید برای من به اندازه اسماعیل عزیزه 
.
همسرم ذاتا نگاه ایراد گیری داره و این مختص من نیست . حتی نسبت به خواهرش مادرش همکارش و هر کسی ... خوشبختانه کسی تو زندگی ما دخالت نمیکنه اگر هم کرده باشه من متوجه ش نشدم
  • ام اسی خوشبخت
  • کار بی توقع همیشه سخته.
    پاسخ:
    همین طوره :(
    سلام وفا جان انشاءالله که خوبی 
    درک می کنم شما را وبا توجه به تجربه ای که دارم این حساسیتها بیشتر مال اوایل زندگیه و کم کم بی توجه می شید . 
    در مورد اینکه شمادوست دارید باسلیقه باشید این ذاتیه و شما حتما در هر شرایطی دوست دارید همه ی کارها را درست و باسلیقه سروسامون بدین و هیچوقت از اینکه این کارها را کردین ناراحت نشین چون اگر انجام ندین بیشتر تاسف می خورید من خودم هم اینطوریم :)))
    پاسخ:
    سلام صبح جان
    امیدوارم همین طور باشه . راستش این نگاه همسرم کلیه . یعنی نسبت به همه چی و همه کس همینقدر حساسه . چیزهایی که اذیتش میکنه بیشتر یادش میمونه تا چیزهایی که حالش رو خوب میکنه :( امیدوارم به مرور تغییر کنه .
    آره واقعا . وقتی کاری اونطور که میخوام پیش نمیره بیشتر اعصابم خورد میشه دست خودم نیست انگار همه چی باید به بهترین حالت ممکن انجام بشه .
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">