طعم گس خرمالو

پیش از تو در من زنی زندگی میکرد که هر روز صبح تنهاییش را گره میزد به گیسووانش می آویخت به گردنش باقی را هم میریخت پای گلدان کوچکش
پیش از تو در من زنی زندگی میکرد
اکنون ...همه تویی

پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

ادامه پست قبل (تکنیک گفت و گو (١)

چهارشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۱۶ ب.ظ

چون پست قبل طولانی شده بود باقیش رو تو این پست نوشتم :

.


حالا قبل از همه اینا یه سرک بکشیم به شخصیتهای درون آدم ها ! چون اول از هرچیزی تلاش داریم رابطه مون به تنش نکشه و درست برقرار شه!!!

اولیش شخصیت بالغ درونه ! که مبتنی بر پرسش و پاسخه:مرد:سوییچ من کجاس؟ 

زن : روی میز تحریر . 

جفتشون هم اینجا بالغ ن ! مرد سوال کرد زن پاسخ داد. مرد اطلاعات خواست زن اطلاعات داد. ارتباط بالغ با بالغ تنش زا نیس، در واقع خیلی هم گل و بلبل ه :)))


شخصیت دوم والد ! دو جور والد داریم والد محدود کننده ،والد حمایتگر ! 

والد محدود کننده مثلا هی میگه تو اینکارو بکن اونکارو بکن ، اینجا برو اونجا نرو اینو بپوش خوبه اونو نپوش بده اینو نخور اینو بخور مدام امر و نهی و محدود میکنه !! سعی کنیم هیچ وقت والد محدود کننده نباشیم چون به زودی طرف مقابل رو جون به لب میکنیم !!!! 

والد حمایتگر مدام میخواد حمایت کنه . مثلا هی میگه من اینکارو بکنم بجات؟ میخوای من به  جای تو برم فلان چیز بخرم فلان وسیله رو جا به جا کنم ؟ این حالت هم اگه زیاد بشه به طرف مقابل حس فضولی میده ! ممکنه یهو برگرده بگه میشه ولم کنی؟؟؟ میشه اینقدر تو کارم سرک نکشی؟؟؟؟ 

حالت سوم حالت کودک درونه ! که خیلی هم بعد از فیلم آتش بس معروف شد :))))) 

حالا سوال بالا رو جور دیگه بررسی کنیم ؛

مرد : سوییچ کجاست

زن:بگرد تا پیدا کنی :/ رابطه ، رابطه ی بالغ با والد محدود کننده س ! مرد بالغ ه زن والد ! که البته که بعدش دعواشون میشه !!!! 

مرد: سوییچ من کجاس؟ 

زن: بخدا من ور نداشتم! مرد بالغ ، زن کودک ! کودک از نوع سازشگر !!! خب البته باز هم بعدش دعواشون میشه ! چون احتمالا مرد میگه پس تو ور نداشتی کی ازش خبر داره؟ این خونه نظم و سامان نداره ؟؟


توجه !!! 

 روانشناس ها میگن رابطه با والد ممکن نیست و حتما به دعوا و تنش منجر میشه !!! 

بیایید والد نباشیم -_- ! 

 

خب سوال اینجاس ، ما که والد نیستیم ! اگه طرف والد طور هی محدود کرد و امر ونهی کرد چیکار کنیم ؟ تکنیک اول : سکوت !!!!! (فک کن یه درصد من بتونم :)))). ) ولی خب چاره ایی نیس چون دکتر فرمودن ابدا حاضرجوابی حُسن نیست ! ( وفا حاضر جوابه مثل وفا نباشید :))). ) دکتر گفت وقتی داره آقا بالاسری میکنه سکوت کن بذار والد درونش بگذره بعد یک ربع بعد نیم ساعت بعد برو باهاش حرف بزن ( حالا بعدا  چطور حرف زدن رو هم بررسی میکنیم ) 

امام رضا ع میفرمان سکوت دری از درهای دانش است 

امام علی میفرمان سکوت لباس وقار برتو میپوشاند و مشکل عذرخواهی را از تو برمیدارد. خطاب به خودم : سکوت کردن کم آوردن نیس وفا ! سکوت یعنی تکنیک ! یعنی وقار یعنی دانش ! 

در واقع با سکوت ، نه که کم آورده باشیم بلکه داریم فضاسازی میکنیم اون والد کنار بره و بالغ جاش رو بگیره

حالا اگه پرسید که چی شد سکوت کردی؟ جواب نداشتی ؟ اون لحظه باز جواب نده که دعوا میشه! بذار یه ساعت بگذره بعد بگو تو شخصیت من نیس دهن به دهن شدن حالا به حرفهام گوش کن ...! (لحن مناسب زبان بدن مناسب فراموش نشه ) 


تکنیک دوم توضیح خواستنه ! 

مثلا زن : وای خسته شدم تو همیشه بی نظمی تو همیشه دیر میای تو همیشه شلخته ایی ...

مرد: میشه توضیح بدی آخرین باری که دیر کردم کی بود؟ میشه بگی آخرین باری که بی نظم بودم کی بود که میگی همیشه؟ ممکنه اون لحظه جواب نده اما بعدا تو ذهنش میمونه و پیش وجدان خودش فکر میکنه واقعا هم همیشه دیر نمیکنه من بی انصافی کردم !


حالا یه وقتی ممکنه بنده خدا همسر حق داشته باشه ! هرچند والد طور رفتار کنه (که باز هم میشه رفتار بهتری داشت ، چون اصولا والد، تنش زا س) مثلا بگه تو همیشه دیررر میای! ماهم واقعا همیشه دیر میایم ! خب اون موقع خیلی منطقی باید بگیم :حق با توه ! و تمام! آتیش خاموش میشه ! رو خودمون هم کار کنیم که دیگه دیر نکنیم ! حالا هی قد بازی دربیاریم ، معلومه که حرفمون میشه. 


پس اون دوتا تکنیک بالا (سکوت و توضیح خواستن) برای وقتی بود که حق با اون نیست وبیخودی تو جایگاه والده ! وقتی حق با اونه باید عذر خواهی کنیم! چرا باید سختمون باشه ؟ قدبازی دربیاریم ؟ مغرور باشیم؟ 

بله درسته که باید تلاش کنیم اون رو از حالت والد دربیاریم ولی وقتی حق باهاشه قبول کنیم و عذرخواهی کنیم . 

یه جمع بندی : 

سعی کنیم نه خودمون والد باشیم ، نه با والد سر و کله بزنیم.  مگر اینکه والد بودنش رو پس بزنیم با دوتا تکنیک بالا! 


و نکته آخر عشق رو منگنه بزنیم گوشه دلمون و یادمون باشه هیچ چیز به اندازه عشق ورزیدن و عشق دریافت کردن لذت بخش نیس:) 


تا تکنیک گفت و گو ٢ بدرود :))))


یاد دوست خوبم ام اسی خوشبخت افتادم ؛) 

  • Vafa 1192

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">