طعم گس خرمالو

پیش از تو در من زنی زندگی میکرد که هر روز صبح تنهاییش را گره میزد به گیسووانش می آویخت به گردنش باقی را هم میریخت پای گلدان کوچکش
پیش از تو در من زنی زندگی میکرد
اکنون ...همه تویی

پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی

short notes 2

شنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۰۳ ق.ظ
+یه وقتایی هست که همه چیز میریزه روی هم . مثل کم کردن وزن ,مثل تموم کردن پروژه ,کلاس نقاشی و 24 واحد آخری که گیررررررررر کرده بیخ گلوم!

+حساسیت فصلی افتاده به جونم مامان میگه کی میای؟ فکر میکنم الانه که عطسه کنم , میگم همین الاناس که پاشم حاضر شم چیزی لازم نداری؟ میگه نه . گوشی رو قطع میکنه . من چشام رو میبندم و هر لحظه فکر میکنم الانه که عطسه م بیاد اما نمیاد .

+میگه دکتر حبشی گفت "نیاز به حمایت کردن" تو مرد اونقدر قوی هست که اگه مرد اون رو تو خانواده نتونه ارضا  کنه -یعنی خانم خونه اونقدر خودش رو قوی و مدیر و همه فن حریف نشون بده - میره میگرده اولین زنی که حس " حمایت کردن" رو تو مرد اغنا کنه باهاش ارتباط برقرار میکنه . "  من فکر میکنم مرد باید به حد کافی شرف نداشته  باشه که به جای حل کردن مشکل یک رابطه دنبال تعویض رابطه  باشه ! بعد فکر میکنم حالا که عماد میپسنده من خودم به تنهایی از پس کارها بر بیام چی؟؟؟

+این روزها گیر کردم بین خود ذاتیم و خود اکتسابی م .



  • Vafa 1192

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">