طعم گس خرمالو

پیش از تو در من زنی زندگی میکرد که هر روز صبح تنهاییش را گره میزد به گیسووانش می آویخت به گردنش باقی را هم میریخت پای گلدان کوچکش
پیش از تو در من زنی زندگی میکرد
اکنون ...همه تویی

پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

ببخشید دیر شد ( خارج از گود ادامه هنر زن بودن )

جمعه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۶، ۱۰:۱۳ ق.ظ
چهارشنبه قرار بود خارج از گود باشه اما اونقدر سرم شلوغ بود که نشد پست بذارم

این روزها خیلی پکرم زود از کوره در میرم و خیلی دست و دلم سرد شده برای تلاش کردن . یه وقتهایی به خودم میگم بیا ولش کن . اینقدر تلاش کردی عوض شی ,عوض کنی, تهش چی نصیبت شد ؟ اینکه برگردن بهت بگن ...

اما خب خیلی زوده واسه تسلیم شدن !!!نه؟؟؟؟؟؟؟

خلاصه اینکه این چند روز من بداخلاق و زود رنج و قهر بکن شده بودم ! تا حدی که بعضی وقتها میگفتم وفا , عماد هم تا یه جا هی منت میکشه بعد خسته میشه هااا؟؟؟

من قبلنا زود ریکاوری میشدم اما الان برای ریکاوری باید زحمت بکشم باید تلاش کنم ...

بیاین بازهم باهم جلو بریم :) باز هم از ادامه بدیم .

ادامه ی هنر زن بودن!


شنیدین میگن "زن بی خرج , زن بی ارج؟ "

من فکر نمیکنم این به این معنی باشه که زن ولخرج زن با ارج باشه!! اما شدیدا هم با جمله ی بالا موافقم !! حالا چطور؟

همیشه خرج کردن به معنی صرف هزینه بی مورد نیست ! ما برای خودم باید احترام خرج کنیم , ارزش خرج کنیم ... ما باید خودمون رو دوست داشته باشیم . ما وقتی خودمون رو دوست نداشته باشیم به خودمون احترام نذاریم خودمون جز اولویتها ی خودمون نباشیم چطور انتظار داریم دیگران به ما احترام بذارن و ما رو جز اولیتهاشون بدونن؟
چند سال پیش یه کتاب میخوندم به اسم "چطور بهترین دوست خود باشیم " نوشته ی دکتر پل هاوک .تو اون کتاب به خوبی به خواننده یاد میداد چطور خودش رو دوست داشته باشه ( نه خود شیفته باشه نه خود ستیز- بعضی وقتها ما بی اونکه بخوایم با خودمون ستیز میکنیم -)
سلامتی ما مهمه , خورد وخوراک ما مهمه , به اندازه خوابیدنمون مهمه , ...

شما یه ظرف مربا رو در نظر بگیرید . اون ظرف تا وقتی میتونه به ما مربا بده که توش مربا داشته باشه . اگه ما مدام از تو اون ظرف مربا ورداریم واونو هیچ وقت پر نکنیم بلاخره یه روز اون ظرف مرباش تموم میشه دیگه نمیتونه هیچ مربایی به ما بده . ما اگه ظرف وجودیمون رو از عشق مهربونی دوست داشتن پر نکنیم چطور میتونیم تا ابد به دیگران محبت کنیم؟ ما اگه سالم و تندرست نباشیم چطور میتونیم تا همیشه پیش عزیزانمون سرحال زندگی کنیم؟؟؟ در حقیقت ما با عدم رسیدگی به خودمون نه تنها به خودمون بلکه به عزیزانمون هم ظلم میکنیم !

ما با دوست داشتن خودمون به دیگران این رو القا میکنیم که ما شایسته دوست داشته شدنیم!

اینو قبول کنید قسمت بد غذا مال ما نیست ! مال همه س ! ته مونده ی غذای بچه ها مال ما نیس ! ( اونا باید یاد بگیرن غذاشون رو تا آخر بخورن!)
اونی که هیچ وقت خسته نمیشه ما نیستیم! اونی که شبها باید دیر بخوابه چون تا دیر وقت باید به امور خونه رسیدگی کنه ما نیستیم ! (باید برنامه ریزی و تقسیم کار و مدیریت شه )
ما هم به اندازه هرکسی لباس احتیاج داریم کفش نیاز داریم و گاهی دوست داریم رنگ موهامون رو عوض کنیم و حتی با دوستامون بریم گردش!
این حق ماست که یک ساعتهایی مال خودمون باشیم .

یادمون باشه ما قبل از هرچیزی ملکه ایم ! نه تنها مثل یک ملکه موقر و متین و زیبا و ظریف باید رفتار کنیم حرف بزنیم راه بریم بخندیم ... بلکه مثل یک ملکه هم باید به خودمون برسیم و شایسته احترامیم.

روزگارتون خوش

پ ن : خوب شد یاد کتاب دکتر پل هاوک افتادم یه قستمهایی از اون کتاب هم براتون میذارم :)

  • Vafa 1192

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">