طعم گس خرمالو

یا رفیق من لا رفیق له...
پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی

یه احمق

دوشنبه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۰۶ ب.ظ

نمی دونم اینکه اینقدر سریع دارم ریکاوری میشم خوبه یا بد ؟ مساله ایی که هست اینه که تغییری تو شرایط به وجود نیومده،  من به شدت تنهام ....  به شدت تنهام و دقیقا نمیدونم برای چی یا کی میخوام بجنگم ... حتی نمیدونم دقیقا با چی یا کی باید بجنگم تنها چیزی که میدونم سرم به اندازه یه بالن از تجمع فکرهای بهم ریخته آماس کرده ... من هرچی بیشتر فکر میکنم بیشتر به این نتیجه میرسم که نباید شرایط اینطور می بود !!! با این وجود دوباره ایستادنم دوباره تلاش کردنم حماقت نیست؟ با این حساب باید بهتون بگم من یه احمقم !!! یه احمقم که به این زودی برگشتم !!!! 

  • Vafa 1192

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">