طعم گس خرمالو

یا رفیق من لا رفیق له...
پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی

بیایید مثلا فرض کنیم همه چی روبه راهه

يكشنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۳۲ ق.ظ

میدونید روزمرگی هنوز جریان داره 

مثلا شما زنی رو فرض کنید که صبح از گزینش زنگ میزنن که  برای فردا آماده باشه 

ظهر برای مهمونی افطار میره کادو بخره 

عصر لباسها رو پهن میکنه رو بند رخت 

شب تا دیر وقت کتاب میخونه 

و در تمام اینها یادش نرفته گل ها رو بذاره تو یخچال که بیشتر سرحال بمونن، لباس عماد رو برای اجرای فردا اتو بزنه و برای ارشد وزارت بهداشت ثبت نام کنه 

یادش نرفته کاهوی حلزون رو بده و روی عماد پتو بکشه سرما نخوره

دلش شور نتیجه فاینال زبان رو نمیزنه...

شور پروژه رو نمیزنه 

شور ارشد ماه بعد رو نمیزنه 

شور گزینش فردا رو نمیزنه 

.

.

اما....

.

.

شما زنی رو تصور کتید که توی تاریکی نیمه شب گوشه لبش رو میجوه و چیزی ته دلش رو نیش میزنه 

 

پ ن : حرف زدن راجع به اون مار زخمم رو دردناک تر میکنه....

مرسی گندمزار از کامنت خوبت

  • Vafa 1192

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">