طعم گس خرمالو

یا رفیق من لا رفیق له...
پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۵/۲۳
    Feel

منجمدم کرد

شنبه, ۹ تیر ۱۳۹۷، ۰۶:۳۸ ب.ظ

بعد اتفاق اون شب دیگه یاد عماد نیوفتادم

دیگه هوس خونم رو نمیکردم 

دیگه بی تاب خاطرات خوبمون نبودم

بعد اتفاق اون شب من منجمد بودم

منی که دلم برای گرمی دستاش تنگ بود حتی دلم نمیخواست نگاش کنم...عماد گریه کرد داد زد از ته دل ضجه زد من اما حتی دلم نلرزید... عین یه عروسک بی روح فقط زل زدم تو صورتش. گفت وفا ؟گفتم منجمد کردی... همه دو سال و نیم یه طرف اون شب یه طرف... له کردی منو...همه عشقمو کشتی...

حرف زدیم حرف زدیم حرف زدیم 

من اما دلم گرم نشد 

برگشتم خونه بابام 

برگشت خونه باباش

شب زنگ زد

گفت وقتی یاد اون شب میوفته عذاب وجدان میگیره گفت از خودش بدش میاد...

گفتم فراموشش کن اما دلم گرم نشد...

دلم یخه!!! بی حس ، بی عاطفه

  • Vafa 1192

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">