طعم گس خرمالو

یا رفیق من لا رفیق له...
پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

زیر لب میگم be hero !

سه شنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۳۰ ب.ظ

تقریبا سی و دو بار فرق بین خط محنی و صاف و شکسته رو توضیح دادم  با خمیر بازی و نقاشی و کاردستی تهش یکی پرسید خط منحنی یعنی چی؟ :| 

میگم آ مثل آرزو ، آ مثل آب ، آ مثل؟ میگه زنبور ! :| 



سرماخوردگی کلافه م کرده ولو میشم رو تخت و نیم ساعت برای ریکاوری و بعدش شروع پارت دوم مسئولیتهای من. 

دیروز چلو گوشت بود پریروز ته چین مرغ  امروز ؟؟ عدس پلو . برنج و عدس رو تو دوتا قابلمه جدا میذارم بپزن 

کابینت دارو ها رو مرتب میکنم داروهای تاریخ مصرف گذشته میرن تو سطل . عدس و برنج و باهم قاطی میکنم میذارم دم بکشه . لباسهای عماد رو میزنم رو چوب رختی ، عماد خوابیده . دهنش آفت زده اونم ۵تا یه جا.  میخوام جارو بکشم نگام میوفته به خودم توی آینه !!! این منم؟ رنجور و بیمارگونه و درهم و قاطی پاتی؟ جارو برقی رو میذارم سر جاش و میرم حموم .جارو بمونه برای روزهای بعد ؛ حالا نوبت دوش آب گرمه :) پیرهن چین چینی میپوشم و یه دستی رو سر و روم میکشم . حالا بهتر شدم ! آب لیمو میگیرم با عسل و آب قاطی میکنم . میشه یه پارچ شربت عسل . پیاز رو تفت میدم بعد کشمش . ماست رو دلال میزنم . نهار آماده س . 


فردا مامان اینا شام میان خونمون  میخوام لازانیا درست کنم با چیز کیک و چلو گوشت  ... 


تنم درد میکنه .... سرفه میکنم ... شیر داغ و دارچین مثل مرهم آرومم میکنه ... هوا ابریه... لحاف رو میکشم تا زیر چونه و چشام سنگین میشه. 

  • Vafa 1192

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">