طعم گس خرمالو

یا رفیق من لا رفیق له...
پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

۲ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

Pretending

دوشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۱:۴۵ ب.ظ

اون تو چشای من زل زد و دروغ گفت 

من تو چشاش نگاه کردم و لبخند زدم 

 


دوست داشتن تو مثل جنینی ست در من که نه به دنیا می آید نه سقط میشود...

پ ن: اینکه من تونستم لبخند بزنم , اینکه من تونستم وانمود کنم خوبه یا بد؟؟

  • Vafa 1192

جکوزی

جمعه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۱:۳۹ ب.ظ

اون توی آب بود و تکیه داده بود به لبه جکوزی ,که من پریدم توش . آب داااغ بود و من نتونستم نخندم و "وااااای "نگم . اونم خندید . با یه خیز اومد سمتم و دستهاش رو حلقه کرد دور کمرم و بعد منو چرخوووند و چرخووووند و من سفت چسبیدمش و اون منو تند تر چرخوند . ما توی بی وزنی آب انگار که رو هوا بچرخیم همدیگه رو چسبیده بودیم و هی میچرخیدیم و میخندیدیم ... 


پ ن: دو ماه از اون روز تلخ گذشت و حالا روح مچاله شده ی من آرووم آروووم زنده میشه ...

  • Vafa 1192