طعم گس خرمالو

یا رفیق من لا رفیق له...
پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی

ری والوینگ در

جمعه, ۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۱۲ ب.ظ

لطفا متن را با آهنگ revolving door  بخوانید

ری والوینگ دُر "پخش میشد و من کتابها رو مثل آینه ی دق چیده بودم جلوم و هی روی نت های چسبدار آر ای سی کلکتور و بیس و امیتر مینوشتم و هی میچسبوندم به در و دیوار میزم .هی نت چسبدار پر از حروف انگلیسی که یعنی جریان اونور در مقاومت اینور میشه فلان ... 

"ری والوینگ دُر" پخش میشد ،عماد برام پرتقال آورده بود و من به فایتر غذا میدادم و فکر میکردم به گلدونهای جدیدم


"ری والوینگ دُر " پخش میشد و عماد با دریل دیوار رو سوراخ میکرد... دریل فرو میرفت تو دیوار و انگار تو سرم ! ری والوینگ دُر گم میشد تو صدای دریل و من چشامو بسته بودم و فکر میکردم فایتر تصورش از صدای دریل و موسیقی ری والوینگ دُر چی میتونه باشه ؟؟ 

ری والوینگ در پخش میشد و من چشامو بسته بودم ، بوی چایی  ودارچین می پیچید زیر دماغم و من بی دلیل فرو میرفتم تو اون گوشه از گذشته که هایدی میدیدم و ده سال بیشتر نداشتم .



پ ن :دلم خواست هایدی ببینم و ده سال بیشتر نداشته باشم ! 

  • Vafa 1192

نظرات (۳)

بسیار عالی
با این موزیک اول خوابم گرفت وآخرش حس آشفتگی ، با این حال دوستش داشتم 
پاسخ:
چه حس های متفاوتی 😉
  • ام اسی خوشبخت
  • هایدی:)
    چقدر دوستش داشتیم :)
    پاسخ:
    منم :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">