طعم گس خرمالو

یا رفیق من لا رفیق له...
پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی

۱۵ مطلب در مهر ۱۳۹۶ ثبت شده است

من همون زنی هستم که میتونست دهه ی بیست باشه

يكشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۶، ۰۹:۳۰ ق.ظ

سبزی خوردن رو میذارم توی چرخ دستی کنار بقیه ی خریدهام و حالا من شبیه تصورات چند پیشم هستم . زنی متاهل با سبد چرخ دار پر از خرید توی خیابون پاییزی .زنی که بعد از ظهر هاش حالا کتری روی اجاقش نباشه کتری برقیش قل میخوره . اون کنار بخاری لم نداده باشه روی کاناپه نشسته و کتاب میخونه . سوزن خیاطی دستش نباشه قلموی آبرنگ دستش هست دیسک گرامافون هم نچرخه , صدای موسیقی از گوشیش  قطع نمیشه . حیاط بزرگ و گلدون دور حوض نداشته باشه گلدونهای رنگی و گلهای کوچیک داره که آبشون بده و دلش آروم شه .

من کتاب میخونم و چای دم کشیده مزه میکنم و فکر میکنم ,واقعا من اونقدر سرم شلوغ نیست که نتونم از خوردن یک چای و خوندن یک کتاب لذت نبرم .

  • Vafa 1192

انار + عکس

شنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۶، ۰۹:۱۶ ق.ظ



حیاط مامان جونم اینا تو میدونی چند سال انار میده درختش؟

انار میچینم

اون اناری که ترک خورده و دونه های سرخش از ترکش معلومه

تو میدونی من چرا وسط کلاس هوش دارم پست میذارم؟


درگیر و قاطی پاتی ام

.


مرسییییییی از همه تون که برام دل گرمی هستین

شما که همیشه پای درد دلم میشینید و آروم جون میشید

شما که کامنت میذارید و ذلداری میدید

شما که خاموش منو میخونید ...

مرسی.


  • Vafa 1192

اصلا نمیدونم

پنجشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۶، ۰۳:۲۲ ب.ظ

رانیتیدین میخورم و پروپرانول سرم رو فرو میرم تو بالشت وبالشت آروم آروم تر میشه .... بعد من آروم آروم بهتر میشم .

دلم میخواد ...

اصلا نمیدونم  دلم چی میخواد

اصلا نمیدونم چی من رو تا این حد خسته و اندوهگین میکنه ....

  • Vafa 1192

بشنوید

پنجشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۷ ب.ظ


   


من ظرف میشورم و فکر میکنم  به اشتباه هام ...

معنی خستگی؟

معنی کهنگی؟

معنی دلتنگی؟

بیهودگی؟

معنی انتخاب؟ بیرون کشیدن از بین گزینه های موجود ....

دستم میخاره

حساسیت پدرمو در اورده

اون میگه تو خیلیییییییییی دوری خیلییییییییییی دور

 معنی خاطره ؟ آنچه بر کسی گذشته و در حافظه ش مانده

معنی حافظه؟ عارضه ضبط و نگهداری وقایع

معنی عارضه؟ اتفاق پیشامد مرض عشق

چیزی یادم میوفته که نمیخوام یادم بیوفته ....

گلها رو آب میدم

تی میکشم

لباسها رو تا میکنم

گرد میگیرم

معنی استمرا؟ گذشتن و رفتن پیوسته

تکرار ! گذشتن و رفتن پیسوته

تکرار ! گذشتن و رفتن پیوسته ...

چایی دم میکنم و دلم لک میزنه برای نقاشی ...

تو خیلی دوری خیلییییییی دوریییییییییییی !!!!!

  • Vafa 1192

چطور میشه ؟

پنجشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۶، ۰۹:۱۵ ق.ظ

من اونقدرها که باید قوی نیستم. قوی نیستم که در مقابل یه آدم رنجور شکست خوردم . من نتونستم اونو از رنج هاش بکشم بیرون. منم توی رنج غرق شدم ، منم شدم یه آدم رنجور. من مدتها تو تنهایی گریه کردم بعد پوستم کلفت شد بعد سخت شد بعد تلخ شدم عصبی شدم از کلمات آدم ها دنبال تفسیر گشتم . من از تظر موقعیت پیشرفت کردم اما این پیشرفتم از روی امید نبود از روی عصبانیت بود از روی باید دهنش رو ببندم باید روش رو کم کنم ... فانتزی هام رو یادم رفته گاهی که اشتباهی رؤیاها و تصورات سابق یادم میوفته غصه م میگیره من خیلی وقته رویا نساختم. رؤیای روزهای دور . من تا خرخره توی روزمرگی ام ....

چطور میشه آدم نذاره  بمیره؟ من فکر کنم دارم میمیرم! 

  • Vafa 1192

کیک میخورم و دم نوش

دوشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۶، ۰۴:۲۷ ب.ظ

کیک و دم نوش میخورم . هوا سرده و من لباس تنم نازکه که پتو پیچ شدم . عماد خوابیده . یه خواب تخت . استاد گفت دو ساعت بیشتر وقتتون رو نمیگیره  چندتا برنامه ساده س .برای اون ساده س که من هی کد رو مینویسم و کد ویژن ارور میده . کیک و دم نوش میخورم و عماد پهلو به پهلو میشه. من از  اوناش نیستم که بگن مهم اینه تلاش کنی حالا نتیجه هرچی که شد. نتیجه برای من مهمه . اصلا واسه نتیجه س که تلاش میکنم . گفتم ازفردا دیگه نمیرم پیاده روی . گفتم و مرغ بریون خوردم . گفتم و کیک پختم . گفتم و ...  . گفت نمیشه . اون گفت نمیشه و من گفتم خودم یه کاریش میکنم . من گفتم یه کاریش میکنم و روزنامه قدس گفت صفحه رو عوض کردیم . گفتم یه کاریش میکنم و نشریه سلام گفت بودجه نداریم . گفتم یه کاریش میکنم اما نرفتم سراغ آناج ... هنوز هم دارم میگم یه کاریش میکنم . کیک و دم نوش میخورم . عماد صورتش رو فرو برده تو بالشت .استاد گفت این هفته دیر تشکیل میشه و من  کد مینویسم ارور میده .حساب کتاب میکنم خرج و دخلم یکی نیست . آموزش میگه آز ها رو باید تعطیلات بیای بهش میگم ترم اخرم میگه نداریم ! تولد عماد چند روز دیگه اس براش کالج خریدم ,چرم و مارک و گرون و خالی شد حسابم .... چای و دم نوش میخورم استاد میگه پروژه رو چیکار کردی میخوام  داد بزنم هیچی ,من انصراف میدم. میگم یه کارهایی کردم . میرم رو وزنه مامان میگه چی؟ میگم هیچی ! روزی 4.5 کیلومتر پیاده روی و رژیم و ونوستات و آلگومد و هیچی!!!

 میفهمین درهم و قاطی و پاتی ام ؟


.


نگاه به عکسم نکنید من از اونام که  که وقتی همه چی بهم میریزه میشینن یه گوشه دنج بدبختیاشون رو چای میکنن سر میکشن .

  • Vafa 1192

یک عدد خسته +آهنگه پست قبل

شنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۵۷ ق.ظ


   

استاد پردازش تصاویر پزشکی یه جزوه داره که تو همه صفحه هاش چندتا مربع کوچیک بالای صفحه هست که توشون چندتا شکل درهم برهم سیاه سفید داره و تمام !

بعش هم میاد یه چیزایی در حد اطلاعات عمومی و خاطره گویی و اون وسط مسط هام چندتا اصطلاح پزشکی میپرونه و باز هم تمام !

میدونید از این درس باید ترسید چون خیلی ساده بنظر میرسه !!!!


یه درسی هم داریم به اسم تکنیک پالس , تا اینجای کار که انگار مروری بر کنترل خطی بوده !!! فقط نمیدونم چرا نصف کلاس پارسال افتادن!!!!

یعنی من هنوز داغم حالیم نیست ؟



هنوز دلم میخواد اون آهنگ سه تفنگدار :| و اون عکس کیکم رو براتون بفرستم ولی حالش نیست !


بعدا نوشت :

آهنگی که تو پست قبل در موردش حرف زدم





  • Vafa 1192

دوئل

چهارشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۰۶ ق.ظ

گفتم اون دوش دستی رو بذار کنار چون خودتم میدونی اینجا که من وایسادم بخوای خیسم کنی همه جای خونه خیس میشه و تو عمرا این ریسک رو بپذیری ولی همون طور که باز خودت بهتر میدونی من شلنگ دستشویی فرنگی رو ور میدارم با آب حسابی خیست میکنم و اصلا هم برام مهم نیس در حموم بازه و تا چه حد میتونه گند بخوره به خونه. خب همین توضیح اونقدر کافی بود تا عماد از این دوئل انصراف بده. خب البته منم باید اعتراف کنم ابدا حدس نمیزدم اون افکار شوم رو در سر داشته باشه . آخخخ عماد ، مرد خبیث !!!
من خیلیی رومانتیک طور داشتم ظرف میشستم و این آهنگ مسخره  که منو یاد کارتون سه تفنگدار میندازه رو گوش میدادم که آب یخ از پشت یقه لباسم ریخته شد توی تنم...
پریدنم بماند که نمیدونی تااا کجاااا رفتم ! اما ابدا از جیغ بنفشم نمیشد چشم پوشی کرد . عماد هم نیم ساعتی تو ایوون موند تا بلاخره من بخشیدمش و تصمیم گرفتم انتقام رو به روزهای آتی موکول کنم.

ولی میفهمید الان کمر درد دارم؟
یه چیز دیگه ،میدونید امروز تولدمه؟
اصلا سورپرایز قرار نیس بشم چون در جریان همه چی ام ! :)

بعدا نوشت :اهنگ رو فردا اپلود میکنم

  • Vafa 1192

پاییز یا زمستون ؟

يكشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۵۳ ق.ظ

کلاس پردازش تصاویر پزشکی که کنسل شد یهو انگار یه عالمه وقت این وسط خالی شد .

امروز هوا کمی سرده و اتاق ما که آفتاب گیر نیس,  با دیدن یه تخت خواب بهم ریخته هوس یه چرت نیم روزی بد میشینه کنج دلم . تشک سرده و من مور مورم میشه . لحاف رومیکشم تا بالای چونه م و مرور میکنم . پلیورهای عماد رو از بالای کمد باید بیارم پایین . دوتا نرم افزار میکرو پروسسورها رو باید نصب کنم . سالاد الویه ی عصر و باید درست کنم و هوش محاسباتی رو مرور کنم . داستان روزنامه مونده اخ پیرهن عماد رو باید اتو کنم لغتهای امروز 504 م مونده و... تشک از گرمای تنم گرم شده خواب نشسته پشت پلکهام و درست قبل از اینکه خوابم ببره فکر میکنم به نسکافه داغ داغ .



پ ن : اینجا تبریزه ! زمستون خیلی نزدیکتر از اونچه که باید

  • Vafa 1192

پاییز

شنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۵ ق.ظ



پاییز رسید .

به همین زودی

اواخر پاییز پارسال بود که هم خونه شدیم .

دیروز خونه رو تغییر دادیم .یه تغییر دکوراسیون اساسی .

حالا خونه مون رو بیشتر دوست دارم.

درسته با خونه ایی که تو ذهنم بود خیلی فرق داره , اما چون خونه خودمه دوسش دارم.

عماد گفت چون متفاوته قشنگه . مامان گفت چقدر خونتون دلباز تره . مادرشوهرم گفت چقدر پر نور تر شد.

من فکر کردم همه اینها هست چون دوتایی باهم چیدیمش...

خونه وقتی خونه میشه که ما بسازیمش...

گفتم عماد یه سری عیبها رو من دارم یه سری ها رو تو . یه خوبی هایی رو تو داری یه خوبی هایی رو من... خم شد بوسم کرد گفت میدونی به این چی میگن؟ بوسه کنج لب ...


پ ن : عکسایی که با امضای vafa1192شیر میکنم متعلق به خودمه . ممنون میشه اگر جایی شیر میکنین با اسم باشه.

  • Vafa 1192