طعم گس خرمالو

پیش از تو در من زنی زندگی میکرد که هر روز صبح تنهاییش را گره میزد به گیسووانش می آویخت به گردنش باقی را هم میریخت پای گلدان کوچکش
پیش از تو در من زنی زندگی میکرد
اکنون ...همه تویی

پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی

زیادی روشن !

دوشنبه, ۸ خرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۳۷ ب.ظ
سرم رو خم کردم توی روشویی. دلم میخواد بگم آب سرده ، دستشو میبره لای موهام. رنگ ساژ از لای موهام سر میخوره از تو آب راه روشویی میره پایین چشامو میبندم بوی رنگ دماغمو میسوزونه .کسی بالای سرم سلام علیک میکنه خانومه میخنده . من چشامو محکم تر میبندم . اونا رو بوسی میکنن. آب سرد سر میخوره از لای موهام . خانومه چند دور موهام رو میپیچونه حوله رو میگیره دورشون. وایمیسم جلوی آینه : خدای من موهام زیادی روشن شده !!!



الان ساعت ٤:٣٤ و من از ساعت ١اینجام !!! خدایا کی تموم میشه؟ دیگه دارم ضعف میکنم!!!

پ ن : اینجا آرایشگاهه!!


بعدا نوشت: الکترونیک ٢ سخت تر نیس اما نچسب تره !!

  • Vafa 1192

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">