طعم گس خرمالو

یا رفیق من لا رفیق له...
پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی

شب جمعه

جمعه, ۲۷ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۰۹ ب.ظ

پاهاش رو گذاشته رو دسته مبل و دست‌هاش رو تو سینه قفل کرده و مثل اکثر شبها همونجا خوابش برده . من روی مبل کناری نشستم و دارم شکاف پیرهنم رو میدوزم و حواسم  به سوپ روی اجاقه که سر نره ، فائزه پیام میده قبل اومدنم خبر میدم، سوزن میره تو دستم . انگشتم رو میبرم سمت دهنم و میمکمش . نهار چی درست کنم؟ تلویزیون یه مسابقه داره که مجربیش گلزاره . خیره میشم به نوک انگشتم ، خون نمیاد . سبزی پلو با ماهیچه؟ میپرسه اولین استفاده از هواپیما در جنگ توسط چه کسی صورت گرفت ؟ من فکر میکنم آلمان؟ آلمان تو گزینه ها نیست اون  زنگ میزنه به دوستش، دوستش میگه آمریکا. دفعه قبل باقالی پلو با ماهیچه پخته بودم سبزی پلو با ماهیچه خیلی شبیه اونه ، نه این خوب نیست. اون انگلیس رو انتخاب میکنه . جواب ایتالیاس. صدای سر رفتن سوپ میاد . میدوم سمت آشپزخونه گلزار میگه شما با پنج میلیون تومان از برنامه ما خداحافظی میکنید زیر اجاق رو‌ کم میکنم و یادم میوفته چیکن استراگانوف با سوپ گشنیز . حضار اون رو تشویق میکنن من پتو رو میکشم روی عماد . 

  • Vafa 1192

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">