طعم گس خرمالو

پیش از تو در من زنی زندگی میکرد که هر روز صبح تنهاییش را گره میزد به گیسووانش می آویخت به گردنش باقی را هم میریخت پای گلدان کوچکش
پیش از تو در من زنی زندگی میکرد
اکنون ...همه تویی

پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی

در سرم دختر پیری عصبی میرقصد

چهارشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۵، ۰۵:۰۴ ب.ظ

+اتاقم بهم ریخته س حس تمیز کردن ندارم 

+میخوام برم پیاده روی سرم درد میکنه

+پر از فکرم پر از آزمون و خطا .

+تقصیر من نیس هیشکی یادم نداده

+هیشکی نیس که بشه ازش پرسید کسی که بلد باشه ! 

*اوووووووف 

+هنوز کارهای کار آموزیم تموم نشده 

+باقی کارها زیاد هس ولی استرسم نمیده

+١٩روز خونریزی تو یه ماه اعصاب برای آدم میذاره بمونه؟ 

+دیشب هر چی خورده بودم بالا آوردم ....بی دلیل..،.

+دیشب مهمون بودیم امشبم مهمونیم فردام همین طور  .حوصله مهمونی ندارم

  • Vafa 1192

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">