طعم گس خرمالو

پیش از تو در من زنی زندگی میکرد که هر روز صبح تنهاییش را گره میزد به گیسووانش می آویخت به گردنش باقی را هم میریخت پای گلدان کوچکش
پیش از تو در من زنی زندگی میکرد
اکنون ...همه تویی

پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی

کوتاه نوشت

چهارشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۲۰ ب.ظ
همه جا پر است از کوزه و گلدان های رنگی کوچک و بزرگ . آفتاب بعد از ظهر اردیبشهت است و برگها تازه سبز شده ی درختان کوزه کنان . من بین گلدان ها راه میروم و فکر میکنم چقدر خوب که بهار آمد.

  • Vafa 1192