طعم گس خرمالو

پیش از تو در من زنی زندگی میکرد که هر روز صبح تنهاییش را گره میزد به گیسووانش می آویخت به گردنش باقی را هم میریخت پای گلدان کوچکش
پیش از تو در من زنی زندگی میکرد
اکنون ...همه تویی

پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی

Tiered

دوشنبه, ۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۴۰ ب.ظ
گفت شربتتو نمیخوری؟ مادر شوهرمو میگم . یه نگاه به شربت صد در صد افزودنی و اسانس پرتقال انداختم و فکر کردم یعنی کی میشه از اینجا پاشیم بریم؟ لبخند زدم و گفتم من زیاد شربت پرتقال دوست ندارم !!!
مهمونی جاری خواهر شوهرم !!! خیلییییی خوابم میاد خیلیییی خسته ام 
  • Vafa 1192

نظرات (۱)

مهمونی جاری خواهرشوهر؟
مرحبا به این صله رحم
پاسخ:
بهله^_^

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">