طعم گس خرمالو

پیش از تو در من زنی زندگی میکرد که هر روز صبح تنهاییش را گره میزد به گیسووانش می آویخت به گردنش باقی را هم میریخت پای گلدان کوچکش
پیش از تو در من زنی زندگی میکرد
اکنون ...همه تویی

پ ن : تمامی اسامی استفاده شده در این وبلاگ غیر واقعیست
تمامی داستان های روایت شده واقعیست

عنوان وبلاگ نام داستانی از زویا پیرزاد است

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

حرف سر چیزه دیگه س !

پنجشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۰۰ ب.ظ

میگین گذشته رو نگردم , نمیگردم . اما وقتی آدم چیزی رونصفه نیمه میدونه دیگه آروم نیست . شک میوفته به جونش و امونش رو میبره . دلش میخواد بدونه تا بهش ثابت شه اشتباه میکنه همه چیز رو به راهه و اون شک هیچی نبوده . با شک نمیشه زندگی کرد . حداقلش اینه که من نمیتونم !

برام قسم خورد و قسمش برام کافیه . اهمیت این قضیه بخاطر اتفاقی نیست که تو گذشته افتاده یا نیافتاده بخاطر حرفیه که بهم زده و حالا بعد دوسال بهم میگن قضیه اونطور نبوده وبرعکس بوده ! من نباشم شما باشید باورتون رو چیکار میکنید ؟ اعتمادتون رو چی که حالا جاش رو شک گرفته . به کسی که تکیه کردین و خیالتون تخته یهو بگن  امن نیست چون ابهت دروغ گفته چیکار میکنید ؟  من نمی گم عماد دروغ گرفته اما اون جست و جوی شبانه م نه واسه وارسیه گذشته که واسه آرومی خیالم بود که عماد به من دروغ نمیگه . آدمها رو چیزهایی که علاقه دارن تعصب دارن غیرت دارن . انحصار طلبن . نمیخوان از دستش بدن !!


پ ن : منم قبول دارم گذشته تو گذشته جا مونده . منم قبول دارم آدمها عوض میشن . منم قبول دارم مهم االانه . منم قبول دارم نیازی نیست همه گذشته رو به طرفمون بگیم و ما حق نداریم گذشته دیگران رو وارسی کنیم اما  اگه میخواید چیزی رو از گذشته تون  به طرف مقابلتون نگید تمام و کمال پاکش کنید . نذارید نصفه نیمه بفهمه . شک آدم رو از پا درمیاره !

  • Vafa 1192

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">